آشیان ویران(پروین اعتصامی)از ساحت پاک آشیانیمرغی بپرید سوی گلزاردر فکرت توشی و توانیافتاد بسی و جست بسیاررفت از چمنی به بوستانیبر هر گل و میوه سود منقارتا خفت ز خستگی زمانییغماگر دهر گشت بیدارتیری بجهید از کمانیچون برق جهان ز ابر آذارگردید نژند خاطری شادچون بال و پرش تپید در خوناز یاد برون شدش پریدنافتاد ز گیرودار گردوننومید ز آشیان رسیدناز پر سر خویش کرد بیروننالید ز درد سر کشیدندانست که نیست دشت و هامونشایستهٔ فارغ آرمیدنشد چهرهٔ زندگی دگرگوندر دیده نماند تاب دیدنمانا که دل از تپیدن افتادمجروح ز رنج زندگی رستاز قلب بریده گشت شریانآن بال و پر لطیف بشکستوان سینهٔ خرد خست پیکانصیاد سیه دل از کم
برچسب: آشیان,ویرانپروین,اعتصامی,
نویسنده: متین امینی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 6:42